تبليغاتX
اولین وبلاگ اختصاصی دختران نی ریز

اولین وبلاگ اختصاصی دختران نی ریز

اوهوی مرتیکه تو نوَفهمی؟پ َ ایییی حجاب واسه عمه منه؟خو واسه توَه دیَه چرمنگ!

درد

salam ....... man az edareye bargh mozahemetoon misham ...... shoma shakie khosoosi darin!!!!! akhe barghe cheshatoon ye nafaro koshte

 

 


hamisheh_tanha_3000 (2006/09/28 06:51:57 ق.ظ): ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي

 

 

 

 


hamisheh_tanha_3000 (2006/09/27 06:18:43 ق.ظ): ه روز یه ترکه که فلج بوده میره مرقد امام رضا و داشته گریه) میکرده و از امام شفاعت میخواسته که یه خانم هم میاد و کنارش دعا میکنه که ای امام معصوم من بچه دار نمیشم کمکم کن تا بچه دار شم , ترکه عصبانی میشه و میگه خانوم اینجا بخش اورتوپدیه , زنان زایمان اونطرفه

 

 

 


hamisheh_tanha_3000 (2006/09/27 06:18:16 ق.ظ): انیشتن می گه: عشق مثل ساعت شنی می مونه .همین طور که قلبت رو پر می کنه مغزت رو خالی می کنه

 

 

 


hamisheh_tanha_3000 (2006/09/27 06:18:16 ق.ظ): انیشتن می گه: عشق مثل ساعت شنی می مونه .همین طور که قلبت رو پر می کنه مغزت رو خالی می کنه

 

 


hamisheh_tanha_3000 (2006/09/28 06:51:57 ق.ظ): ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي

 

 

 

 

 

 

باز آمد بوي ماه مدرسه بوي دختربازي هاي توي راه مدرسه / باز آمد بوي خوش دخترا توي کوچه و خيابونا / باز آمد اون همه تيکه بارونها به دختراي بيچاره / باز آمد پليس درب مدرسه اما مثل هميشه نميتونه باز گير بده / باز آمد ( اَه بسه ديگه

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

مشاالله

کاندولیزا رایس و جورج دبلیو بوش ـ وزیر امور خارجه و رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا.

«حداقل در پنجاه سال گذشته هیچ گاه رابطه بین وزیر امورخارجه و رئیس جمهور به خوبی رابطه او با جورج بوش نبوده است». این حرف رایس است در گفتگویی که از شبکه سی بی اس آمریکا پخش شد.
او در همین مصاحبه گفته: علت اینکه تاکنون مجرد مانده این است که هیچ وقت مشخصا به فرد خاصی برای زندگی مشترک فکر نکرده است، ولی ممکن است همین روزها این اتفاق بیافتد!

روابط گرم و صمیمی رایس و بوش همواره سوژه خبری رسانه های آمریکایی بوده است. رایس 52 ساله که هنوز مجرد است، در زمانی که مشاور امنیت ملی بود در یک میهمانی شام با اشاره به بوش گفته بود: شوهر من!

کاندولیزا رایس (Condoleezza Rice)، وزیر امور خارجه آمریکا به دلیل همراهی با سیاست های جنگ افروزانه بوش، «ملکه جنگ» لقب گرفته است

 

 

 

 

 

 

 

ahmadinejad

 

 

 

 

نه به اینا نه به اونا

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

نازکتر از گل برگ یاس

 
مسابقه 
race1.JPG
يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ،
تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...
race2.JPG
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...
race3.JPG
بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...
race4.JPG
و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!
race5.JPG
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !
race6.JPG

از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !
race7.JPG
......
...........
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
race8.JPG
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
race9.JPG
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...
race10.JPG
مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :
تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:53 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

نازکتر از گل برگ یاس

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

به به

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

اینه

khobin?
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

این پیام یه نفره!گفته سفارشی بنویسد که ما هم نوشتیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

دخمر

دختران نی ریز رو به دوستانتان معرفی کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

اینم

بعضی وقتها آدما روبروی هم هستن اما نمیتونن همدیگر رو ببینن با هم حرف می زنن اما صدای هم رو نمیشنون کنار هم سالها زندگی میکنن اما نمیتونن دردهای هم رو بشناسن..... یادمه یکی میگفت:
زندگی مثل دریا میمونه بعضیها مثل ماهیگیرا هر روز با قایق میرن و شب با دست پر بر میگردن کارشون همینه تا عمرشون تموم شه یا اینکه عمرشون رو دریا میگیره ..............
اما یه عده دوست دارن بزنن به آب 1 متر 2 متر میری تا هرجا تونستی اگرم بر نگشتی اشکال نداره حداقل تا آخر عمرت حسرت نمیخوری...... حسرت چیزایی که اگر یکم جرات به خرج میدادیم شاید مال ما بودن.........................
سیاوش
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

دلم

 

                    

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

دختر خانم خارجکی

?اینا رو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱۱۱۱
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

تو و من

من به چشمان قشنگ تو ارادت دارم
پیش پای تو به یک ذره شباهت دارم
به نظر میرسد امروز کمی دلگیری
چشم امید به خوش بودن حالت دارم
شب بارانی و یک خانه پر از تنهایی
دردلم دلهره و شور و قیامت دارم
دردم این است که در اینه تکرار شوم
چه سرم امده از درد شکایت دارم
با تمام نفس خسته ولی میگویم
به فرو رفتن در چشم تو عادت دارم
شب و روزم شده این تکیه کلامم این است
که به چشمان قشنگ تو ارادت دارم

 Image hosting by TinyPic

 

 
  لینک دائم


 

 
چهارشنبه، 5 مهر، 1385

Image hosting by TinyPic
زندگی و عشق
عشق یعنی زندگی!
زندگی یعنی عشق!
عشق یعنی بندگی!
بندگی یعنی عشق!
عشق روز عاشقی است!
عشق غوغا می کند!
شور بر پا می کند!
قفل را وا می کند!
عشق راز زندگی است!
عشق عاشق می کند!
عشق راغب می کند!
عشق همدم می شود!
یار هر دم می شود!
عشق اصل زندگی است!
زندگی بی عشق نیست!
زندگی بی عشق چیست؟
زندگی هم عاشقی است!
عاشقی از زندگی است!
عشق کل زندگی است
    
 
 
 
  لینک دائم


 

 
چهارشنبه، 5 مهر، 1385

عاشقی
دل من به عاشقی رو کرده
عاشقی با دل من خو کرده
دل عاشق شده ام می دونه
که تا آخربا دلم می مونه
عاشقی با دل من عجین شده
دل من با عاشقی قرین شده
اگه روزی عشق منو ترک بکنه
یا که روزی عشق ازم قهر بکنه
حتی یک لحظه دیگه نمی تونم
توی این دنیای بی عشق بمونم
عشق و عاشق همو تکمیل می کنن
همه  اون دو تا رو تجلیل می کنن
ساز من بدون عشق کوک نمی شه
درد من بدون عشق خوب نمی شه
عاشقی هم بی دل من پکره
انگاری دلش یه جای دیگره
دل من به عشق زندست میدونم
من برای عشق آواز می خونم!
 
Image hosting by TinyPic
 
 
  لینک دائم


 

 
سه شنبه، 4 مهر، 1385

در راهرو تالار زندگی قدم زدن زیباست.بر قابهای

 دیوار آن تالار نقشهای متفاوتی است که هر یک

 داستانی داردو این داستانها هر یک به نوعی 

 پایان می یابد...دوست داشتم تا در تالار زندگی

تو نقشی باشم که هیچگاه فراموش نکنی و

 با هر نگاه بتوانی مرا ببینی.من اکنون بر تل

خاکستری از همه آتشها،امیدها و خواستنهایم

ایستاده ام گرداگرد زمین تاریک را می نگرم

،اعماق آسمان تاریک را مینگرم و خود را مینگرم

 و در این نگریستن های دردناک و تلخ هرلحظه

صریح تر و کوبنده تراین سوال رااز خود

می پرسم :که تو اینجا چه می کنی؟

اکنون احساس میکنم که من اینجا ایستاده ام

و زمان را می نگرم که چه سریع می گذرد...

دلم همچو آسمان ،پر از ابرهای بارانیست ،ای کاش

 دلم امشب بگرید،شاید که بغض عشق 

در چشمانم بشکند...
 
 
عبرت چه واژه زیبا اما غریبی ست !آنان که از گذشته

 خود عبرت نمیگیرند چاره ای جز تکرار آن ندارند و

 اینجاست که فهمیدم چرا زندگی ما تکراری ست !
 

 
  لینک دائم


 

 
سه شنبه، 4 مهر، 1385

 

Image hosting by TinyPic

   برای تو

 کشتی آمال من راهپیمای دریای بیکران و خروشان عشق است

 اما چه توان کرد که او را مقصدی است دور و بادبانهای کشتی

آمال من شکسته است لیک در مقابل طوفان هیاهوی ماه رویان .

ولی شاید بتوان آهسته با امواج احساسات و نسیم ملایم تفکر

 او را به ساحل خوشبختی رساند.پیش آورنده این موضوع 

 تصویری است زیبا از چهره همدم زیبایم که در گوشه

چشمانم بود . آری در مغز خسته ام جز تصویر تو نقش نمی بند

 شاید باور نکنی در اوج خستگیها به یاد تو می افتم . به

معنای استراحتی ز یاد تمام خستگیها از جان خسته ام

بیرون می رود .  ولی تصور می کنم اگر در کنار تو باشم

تا آخر عمرهیچگاه خستگی را توانایی رخنه در جان و تن من

نیست . اما تنها امیدم این است که تو نیز با آشنایی با آمال

من مقداری نا چیز از تصورات را داشته باشی .

آری عزیز دل،شاید نتوانم نام تو را با این که میدانم 

بنویسم ولی بهترین عنوانی که  میتوانم با آن تو را

صدا کنم کلامی است کوتاه در انتهای خانه ی کوچک

قلبم و پس از این تو را همدم نفسهایم می نامم

 

 
  لینک دائم


 

 
دوشنبه، 3 مهر، 1385

Image hosting by TinyPic

 

 
  لینک دائم


 

 
دوشنبه، 3 مهر، 1385

در تلاطم خیالم به دنبال معنا می گردم
در امواج متلاطم دریا به دنبال آرامش می گردم
در سرخی غروب آفتاب به دنبال آغاز می گردم
در میان نرمی شن های ساحل افکارم به دنبال

سپیدی می گردم در اوج آبی آسمان
به دنبال ستاره ای خاموش می گردم
و در گورستان قلبم به دنبال عشقت
و در روحم به دنبال وجودت
و در رویاهایم به دنبال بوسه ای که هرگز

 شیرینی اش را نچشیدم و در خاطراتم به

 دنبال گرمی آغوشت و بالاخره در بوستان
 وجودت به دنبال ستاره ای گمشده از 
وجودم و در نهایت هیچ جز
تنهایی خیالم
بارانی بودن چشمانم
و نابودی قلبم نیافتم

Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

 

 
  لینک دائم


 

 
دوشنبه، 3 مهر، 1385

نمي داني كه چه قدر
دلم برايت تنگ است
تك تك روزها را پشت سر گذارم
كارهايم را به انجام مي رسانم
آن گاه كه بايد لبخند، مي زنم
حتي گاه قهقهه مي زنم
ولي قلبآ تنهاي تنها هستم .
هر دقيقه يك ساعت
و همه ساعت يك روز طول مي كشد
 آنچه مرا در گذراندن اين روزها ياري مي كند
فكر به توست
به زودي در كنار تو خواهم بود 
 

Image hosting by TinyPic

 

 
  لینک دائم


 

 
جمعه، 17 شهريور، 1385

 

 
  لینک دائم


 

 
جمعه، 17 شهريور، 1385


من پر شده ام دوباره ازتو چون يک شب پرستاره از تو
امشب غزلي نوشته ام باز بي رمز و بي استعاره ازتو
از اين غم بيزوال شيرين از داغ دل هماره ازتو
طوفان زتو وتلاطم ازتو ساحل زتو وکناره ازتو
هربار زتو سروده ام باز اينبار زتو ودوباره ازتو
آتش بزن ومرا بسوزان خرمن زتو و شراره ازتو
از مرگ دگر نميهراسم جان من ويک اشاره از تو
به خورشيد گفتم عشق چيست ؟تابيد
به ابر گفتم عشق چيست ؟باريد
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد
به باد گفتم عشق چيست ؟وزيد
به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيست ؟اشک
ازديدگانش جاري شد گفت :ديوانگيست

 

 
  لینک دائم


 

 
جمعه، 17 شهريور، 1385


اي عشق واقعي چگونه ستايشت کنم؟در
حاليکه قلبت از محبت بي نياز است .چگونه
ببوسمت در حاليکه عشقت در وجودم
جاري ميشود.بگذار نامت را تکرار کنم نامت
زيباست . دلنشين است.چه داشته اي که
اينگونه مرا طلب کردي؟من اينگونه نبودم
توعشق را با من آشنا کردي.تو هواي دلم
را باطراوت کردي.زمانيکه باتو هستم به
آسمان تا بيکران پرواز ميکنم.گرچه پايان راه
را نميدانم
تو نيستي که ببيني چگونه پيچيده است
طنين شعرنگاه تودرترانه من تونيستي که
ببيني چگونه ميگردد نسيم روح تو درباغ
بيجوانه من
چراغ،آيينه ،ديوار بيتو غمگينند.
تونيستي که ببيني باديوار به مهرباني يک
دوست ازتو ميگويم.
تونيستي که ببيني چگونه از ديوار جواب
ميشنوم و غافلي ازينکه نميداني دوستت
دارم
زيباترين حرف دنيا.
گاهي که دلم به اندازه تمام غروبها ميگيرد
چشمهايم را فراموش ميکنم اما دريغ که
گريه دستانم را به تو نميرساند.من از تراکم
سياه ابرها ميترسم و هيچکس مهربانتر از
گنجشکهاي کودکي ام نيست و کسي
دلهره هاي بزرگ قلب کوچکم را
نميشناسد و يا کابوس شبانه ام را
نميشناسد.
بااينهمه،نازنين،اين تمام واقعه نيست از دل
هرکوه،کوره راهي ميگذرد.وهراقيانوس به
ساحلي ميرسد.وشبي نيست که طلوع
سپيده اي در پايانش نباشد كزچهل فصل دست

 کم يکي بهار است .

من هنوزترادارم

           

      

 
  لینک دائم


 

 
پنجشنبه، 16 شهريور، 1385

تنهایم اصیل است

و اصالتم به جغدهای آواره شهر سوختگان میرسد


تنهایی مرا تو درک نخواهی کرد

 


سایه ام بر روی هیچ دیواری نیست

انزوای من اصیل است و بی سایه


ناله های مرا از دورترین بیشه دنیا گوش کن


ناله هایم تلخ است

پر از تنهایی

بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید


 
  لینک دائم


 

 
پنجشنبه، 16 شهريور، 1385

 

زندگي دفتري از خاطره هاست
خاطرات شيرين،خاطرات مغشوش
يكنفر در شب كام، يكنفر در دل خاك
يكنفر همدم خوشبختي هاست
يكنفر همدم و همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم، عمرمان ميگذرد
وز سر تخت مراد، پاي بر تخته تابوت گذاريم همه
ما همه همسفريم، همگي همسفريم
تا ببينيم كجا،باز كجا چشمان بار دگر سوي هم باز شود
در جهاني كه درآن راه ندارد اندوه
زندگي با همه ي معني خويش از نو آغاز شود

 

 
  لینک دائم


 

 
چهارشنبه، 15 شهريور، 1385

روزهای گذرا

روزها در گذرند
اما سبزي نگاهت پابرجاست
دريچه چشمانت را باز كن
كه سخن هاي نگفته را دريابد
غم اندرون را برون ريز با مرواريد دلت
نگاهت
مثل آيينه صاف و مثل دريا آرام
دلت با نگاهت عريان شود
عرياني كه از هر پوشيده اي محجوب تر
آيا دلت صداي نگاهم را نمي شنود
صدايي كه سالها بي تحرك مانده
صدايي كه از مسير راه بريده
صدايي كه با نداي دلت آرام مي گيرد
آرامش كن
آرامش كن

 

 
  لینک دائم


 

 
چهارشنبه، 15 شهريور، 1385


 
دست و دلم مي لرزد در لحظه هاي جدايي و انتظار، هر لحظه بر آنم تا بابدرودي اين انتظار
را پايان دهم، اما چه كنم كه درودم را بدرودي هست و لحظه هاي انتظار پي در پي تكرار
مي شوند، همچون غزلي در قلب عاشق

 
  لینک دائم


 

 
چهارشنبه، 15 شهريور، 1385

اگر

 اگر اشكهايت براي من جاري نمي شود
پس محبوبم
چشمانت براي من چه فايده اي دارد.
اگر قلبت براي من نمي تپد
پس قلبم برايت چه سودي دارد.
اگر نواي سازت براي من نيست
پس آوازهايت براي من چه سودي دارد.
پس اگر هيچگاه در زندگي عشق نورزيده اي
وجودت در كنار من چه اهميتي  دارد.
محبوبم اميدوارم دلبسته شخص ديگري گردي
تا همراه با درد هجران ، طعم دلپذير عشق را حس كني؟
و آنگاه به خاطر اين نفرين همواره از من متشكر خواهي بود.
اگر روزي كسي را با تمام وجودت دوست داشته باشي

حرف مرا بشنو
عشقت را
اشكت را
وتپش قلبت را
وبالاتر از هر چيز برق ديدگانت را دنبال كن
و آن روز كه عشق رادر روح وجانت حس كردي

بي پروا انرا پذيرفته و لبخند خواهي زد
به نداي قلبت گوش فرا ده
و
آنگاه خواهي رفت تا با عشق بزرگت همنشين شوي.
ترا نفرين ميكنم
نفرين ميكنم كه عاشق ديگري گردي
تا در كنار درد هجران
طعم دلپذير عشق را حس كني؟
و
 آنگاه به خاطر نفرين همواره قدر دان من خواهي بود.

 

 
  لینک دائم


 

 
سه شنبه، 14 شهريور، 1385

 

 
  لینک دائم


 

 
سه شنبه، 14 شهريور، 1385

            آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با

 

            سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم

 

                      شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

تو

قلب من ميگويد که ديگر دوستم نداري
زماني که با تو بودن تپشي فرح انگيز در قلب من ايجاد ميکرد.
و حال با تو بودن تپشي نا مطبوع قلب مرا فرا ميگيرد
زيرا تشويش شنيدن کلام ديگر دوستت ندارم به لرزه دچارش ميسازد.
زماني هر تپش قلبم سخني مي گفت
مي گفت دوستم دارد
من نيز دوستش دارم.
اما حالا ميگويد دوستم ندارد .

آخر چرا؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

من

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

آسمان نیلگون


در زیر آسمان نیلگون هر چیز فصلی دارد و هر هدفی زمانی،

زمانی برای تولد ، زمانی برای مرگ

زمانی برای کاشتن ، زمانی برای برداشتن

زمانی برای کشتن ُ زمانی برای زندگی بخشید ن

زمانی برای ویران کردن ُ زمانی برای ساختن

زمانی برای گریستن ُ زمانی برای خندیدن

زمانی برای سوگواری ُ زمانی برای پایکوبی

زمانی برای پرتاب سنگ ُ زمانی برای جمع کردن سنگ

زمانی برای در آغوش گرفتن ُ زمانی برای از آغوش راندن

زمانی برای دست یافتن ُ زمانی برای از دست دادن

زمانی برای نگاه داشتن ُ زمانی برای رهانیدن

زمانی برای گسستن ُ زمانی برای پیوستن

زمانی برای خاموشی گزیدن ُ زمانی برای سخن گفتن

زمانی برای عشق ُ زمانی برای نفرت

زمانی برای ستیز ُ زمانی برای مهر ورزیدن

زمانی برای..............

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

لب

روی لبهای گرمش خنده موج می زد

دلش پر از امید بود 

 قلبش ارام

مهربان

...

آخه یکی نیست بگه این کارا یعنی چه؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

لب

روی لبهای گرمش خنده موج می زد

دلش پر از امید بود 

 قلبش ارام

مهربان

...

آخه یکی نیست بگه این کارا یعنی چه؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:40 قبل از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

د بیاااااااااااااااااااااا

فسا

ای ن هم فسا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  | 

اثرات یه مرده شور

اینا  رو یه  برایmordeshoore_2006  برای دختران نی ریز فرستاده:

دانشجو گر عاشق شود,بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه آب هويج با کوفته مخلوط مي شود در خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند

................................

خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ ارزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را افريدي

.................................

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد

....................................

ترکه از تاکسي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من که چيزي نگفتم .ترکه مي گه بعدا که مي گي

.............................................

raftam pishe ye pishi,goftam zane man mishi? goftesh poroo nemishi? goftam mese shipishi,gomshi peyda nemishi! goftesh cheghadr sirishi!goftam age zanam shi, az dastam rahat mishi!...............)

..............................................

دختر -------- د= دماغو خ= خل ت= ترسو ر= ريقووو پسر --------- پ= پپه س= سربهوا ر= رضايته دخترا از ما تنها هدفه ماست کميته زن زليلا

..........................

 يه تركه ميره سربازي 2ره كلاش قرمزي اچين و واچين با صداي چي؟ با صدا يه مرغ دارم روزي 2 تا تخم ميذاره چرا 2 تا چون دستمال من زير درخت البالو گم شده.شايد پشت كوه انداختي؟ نه خير زنجير منو بافتي ؟ بله بابا اومده با كي اومده ؟ اون كيه باهاش.. زنبيل تو دستاش چي چي اورده ؟ نخودچي كشمش بخور و بيا با صداي چي؟ با صداي گاو حسن چه جوره؟ نه شير داره نه .... تو واقعا نشستي همرو مي خوني؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس  |