ٍٍٍٍِِ
زندانی ِمحکوم به اعدام را چه حاجت به سالنامه!
- وصیت نداری؟ سفارش... یا که نامه؟
+ چرا... مینویسم بر دیوار سلول: نیامد و باز امروووز ، در دلم برف بارید با کمی سوووز...
- وصیت نداری؟ سفارش... یا که نامه؟
+ چرا... مینویسم بر دیوار سلول: نیامد و باز امروووز ، در دلم برف بارید با کمی سوووز...
¤سارا¤
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:31 توسط سارا
ومن در سکوت
او را کشتم
ابش نداده ... دعايي نخوانده ...
خنجر بر گلويش نهادم
ودر احتضاري طولاني
او را کشتم ...
خودم را ...
و در اهنگ فراموش شده اش
کفنش کردم
در زير زمين خاطره ام
دفنش کردم
او مرد ...
((احمد شاملو))
او را کشتم
ابش نداده ... دعايي نخوانده ...
خنجر بر گلويش نهادم
ودر احتضاري طولاني
او را کشتم ...
خودم را ...
و در اهنگ فراموش شده اش
کفنش کردم
در زير زمين خاطره ام
دفنش کردم
او مرد ...
((احمد شاملو))
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:24 توسط سارا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس
|
