مهدی عزیز از اظهار نظرت تشکر می کنم ولی فکر نمی کنم منظور من رو درک کرده باشی
ریش و پشم حرف بدی نیست
"مردم غمزده ي ايران نيز که سالها به سردمداران کشتار و دزدي فحش مي دادند"
انتقاد کردید ازین جمله اگه نگاه کنید می فهمید که منظور ازین جمله این نیست که من سردمداران نظام را سردمدار کشتار و دزدی خواندم بله آن مردمی که سالها در همین جامعه در حال فحش دادن به این و آن بودند را به کنایه خطاب کردم.بسیجی هم که به دانشگاه حمله می کند فکر می کنم بارها خود را ثابت کرده است در این زمینه،دیگر حب و بغض تاثیر ندارد
هویت سرخورده ی ملی.مگر غیر ازین این است؟
آخرین نمونه مظلوم شدن این هویت طرح سد سیوند است.چه از سوی خارجی چه داخلی سرخورده است.من اتفاقا زیاد تند نمی رم اگه دوست دارید نکه دارم شما سوار شی
ضمن اینکه مملکتم خیلی برام مهمتر از جناح بندی های سیاسی است.امروز ایران در خطر هست
احتمال هر چیزی میشه داد
موفق باشید
mahdi n <amir_yjfm@yahoo. com> wrote:
mahdi n <amir_yjfm@yahoo. com> wrote:
حالا تو که به این معلم داتشگاه رای ندادی چرا تو به غلط کردن افتادی؟تحلیلات سطحی غیر دقیق ومغرضانه است.اگه میگی نه به کلمات زیر دقت کنریش وپشمسردمداران فحش و دزدیبسیجی که به دانشاه حمله می کندهویت سر خورده ملیو.........داش پیاده شو با هم بریم و در مورد این آش کشک خاله _رییس جمهور_ تحلیل درست داشته باشیم
"mei.khaneh" <mei.khaneh@yahoo. com> wrote:چه غلطي کرديم ؛ تحريم کرديمwww.keyhan.persianb log.comيک سال و اندي از انتخابات ميگذرد.انتخابات خرداد هشتاد و چهار را مي گويم.از همان روزي که احمدي نژاد به تلوزيون آمد و بجاي شرح به برنامه هايش به مغالطه و رسيدن به حساب ديگران پرداخت و با آن خنده ي بسيجي گونه اش در پي اين بود که بگويد آنچه ما مي کنيم با بسيجي هاي سابق فرق دارد و آن کار که ما مي کنيم با حسين الله کرم فرق دارد و ما کاري به دختر و پسر ها نداريم و مگر تنها مشکل ما در مملکت حجاب خانوم هاست ، فهميدم اين فرد عوام فريبي مي کند و بود آن حرف هاي احمدي نژاد و حرف هاي کارشناسانه ي! دوستان و اطرافيان که به ياد دارم حتي دوستي همان موقع به من زنگ زد که "آقا ،خيلي آدم باحالي هست" "ديدي چي گفت؟"يا فرداش که دوستان ديگر شده بودند حامي احمدي نژاد که "معلم دانشگاه" بود و فردي فرهيخته و دربرابر او هاشمي که سالها طعن و فحش مردم نثارش شده بود.مردم تحصيل کرده ي شهر هم با اين نطق عوام فريبانه اش بدون در نظر گرفتن مغالطات او را فردي با سواد و موجه خواندند.هيچ کس نبود که بگويد آقاي احمدي نژاد شما کسي نيستيد و نخواهيد شد که وظيفه ي تان مبارزه با بد حجابي و اينگونه مسائل اجتماعي باشد چرا مغالطه مي کنيد ؟مملکت نيروي انتظامي دارد و بسيج که اگر "اسلام در خطر!" باشد به دانشگاه و روشنفکران حمله مي کند و يا اگر بخواهد "امر به معروف و نهي از منکر" کند به سر دختر و پسر ها مي ريزد که چرا در مکانهاي عمومي راه مي رفتيد و صحبت مي کرديد و باهم رابطه داريد و آنگاه ارشادشان مي کند.قوه ي قضاييه هم دارد که تا دلتان بخواهد دانشجو و روزنامه نگار و روشن فکر و نو انديش در آنجا به سزاي "زندگي" خود مي رسند.هيچ کس نگفت اين کلمات "معلم دانشگاه" خود عوام فريب ترين کلماتي است که يک نامزد يا دولت مرد در تمام تاريخ ايران زمين بکار برده است."معلم دانشگاه" چه معني مي دهد جز اينکه آقاي احمدي نژاد در پي فروتن جلوه دادن خود بود و اينکه مي خواست در عين اينکه بگويد شخصيتي آکادميک است در برابر هاشمي که شخصيتي حوزوي بود اين مسئله را در ذهن مخاطب پيش بياورد که احمدي نژاد شخصي فروتن و بي ادعا ست که خود را در سطح يک معلم زحمت کش از طبقه ي فرهنگيان مي داند؟اما آقاي احمدي نژاد در نظر نگرفت که دانشگاه يک جايگاه با ارزش است که مدرس آنجا داراي ارج است.کسي نپرسيد مگر دانشجو هاي شما ،شما را "آقا معلم " خطاب مي کردند که شما خود را "معلم دانشگاه" خطاب مي کنيد.جز عوام فريبي مي توان اسم بر اين نهاد؟مردم غمزده ي ايران نيز که سالها به سردمداران کشتار و دزدي فحش مي دادند آنروز شما را هرچند با ريش و پشمي نا مرتب نظاره کردند اما سيرت شما را نيک دريافتند که چه دريافت اشتباهي بود و اگر امروز به کوچه پس کوچه هاي اين سرزمين برويد اکثر هموطنان شما دل خوشي ازتان ندارند.ملتي که هميشه ناراضي است و کسي به آنها آگاهي نداده است هميشه سياه و سپيد مي بينند.اما حال مخاطب را خودمان قرار مي دهم.خود مايي که تحريم کرديم.شايد از منظر منطقي تحريم انتخابات کار صحيحي بود.در دور اول شخصيتي که بدان مي توانستيم راي بدهيم معين بود.اما معين که بود؟وزير خاتمي.خاتمي که ازو دلخوشي نداشتيم چرا که وعده او کرد و هزينه اش را جوانان و روشنفکران و روزنامه ها.در دور دوم هم فردي که مي توانستيم به او راي بدهيم هاشمي رفسنجاني بود.همو او که سالها او را عالي جناب سرخ پوش مي خوانيدم.پس رفتيم به دسته ي گنجي ها.آنجايي که نيروي از داخل متشکل شده بود و راهبري تحريم را مي نمود."نيرويي رجز کشيده و داغ زندان چشيده" و ما ادعا مي کرديم نامزد انتخاباتي ما در انتخابات نيست و براي مخالفت با نظام و جهش به سوي آزادگي و رهايي از تن دادن به خفت همراه شدن با نظام و رسيدن به آزادي و نافرماني مدني انتخابات را تحريم مي کنيم.ما به نامزد منتخب جنتي راي نمي دهيم.آينده اي که ما مي ديديم نوک دماغمان بود.عده اي با پيروي از راديو ها و تلوزيون هاي خارج دست به تحريم زدند و عده اي از روي آگاهي هاي داخلي.هيچ کدام از ما نمي توانستيم درک کنيم چه بلايي سرمان خواهد آمد با حضور احمدي نژاد.حال که ميبينيم اقتصاد مملکت رو به ويرانيست ، مجالي براي سخن گفتن از آزادي حتي براي خود برنمي تابيم.آزادي چه معنا دارد وقتي امنيت نيست؟وقتي ايران را به لبه پرتگاه سقوط مي کشاند.حال مي فهمم که ما تحريمي ها تنها به دنبال تغيير نظام بوديم و نمي دانستيم اگر اين نظام تغيير کند گرگ هايي هستند در کمين که براي نبودي ايران دندان تيز را بر جگر ما فرو مي نهند.هيچ کس آن زمان نپرسيد "گيرم تحريم کرديم و چند سال بعد به دليل نبود پشتوانه ملي ،نظام از هم پاشيد،چه کسي مي خواهد حکومت کند؟چه گروه و سازماني مي خواهد مسئوليت حفظ امنيت جامعه را برعهده گيرد؟"موقع انقلاب مي دانستيم آيت الله خميني مي آيد و رهبري حکومت را براي تغيير نظام به عهده مي گيرد،اما نشست و نظام تغيير کرد و او از جايش بلند نشد.اما امروز ما چه تضميني داريم اگر حکومت را عوض کرديم و استبداد را به خاک کشيديم فردا حداقل ايران ما پا برجا بماند چه برسد به اينکه حکومتي دموکراتيک و ملي تشکيل شود؟آيا ما خيلي آرمان خواه نبوديم؟بله ما تنها به اين فکر بوديم که پرچممان پرچم شيرو و خورشيد زيبايمان را به ما برگردانند و هويت سرخورده ي ملي و فرهنگ زيبايمان را از غل و زنجير استبداد باز کنيم و آزادي و دموکراسي براي همه آحاد ملت به ارمغان بياوريم و استقلال کشور را حفظ کنيم و دست آخر رابطه اي خوب با جهان برقرار کنيم.اما هيچ فکر نکرديم اين آرزو ها چگونه بدست مي آيد و امروز پس از دوسال بايد بگوييم ما اين آرزو ها را براي چه کشوري مي خواهيم؟کشوري که با تحريم انتخابات در سال 84 ،ما ،ما مردم نا آگاه ، چه آنهايي که تحريم کرديم و چه بدتر و نا زيبا تر آنهايي که به دليل حرف هاي "معلم دانشگاه" به او راي داديم ، به دست نا آگاهان عقده اي سپرده ايم ، در لبه پرت گاه نابودي است.اشتباه ما اين بود که پيروي همان "نيرويي رجز کشيده و داغ زندان چشيده " شديم بي آنکه از تاريخ درس بگيريم که آنهايي که از زندان بيرون مي آيند با هزار زجر و شکنجه الزاما افکارشان به درد جامعه نمي خورد.مگر اسدالله لاجوردي ، هاشمي رفسنجاني ، اسدالله بادامچيان و دار و دسته اسلامي ها تا آنطرف علي شريعتي و آنسو تر محاهدين و توده اي ها در زندان بسر نبردند؟کدامشان افکارشان مفيد به حال کشور بود؟من به عنوان کسي که نخواستم غرورم رو زير پا گذارم و شناسنامه ام رو به مهر انتخابات نمايشي جمهوري اسلامي بسپرم و تن به راي دادن به افرادي که بخاري از آنان بلند نمي شود بدهم و هويت خود را به مطاع راي به حکومت آقاي خامنه اي نفروشم ، به اشتباه خودم اقرار مي کنم و حاضر از سوي راي ندهندگان و راي به "معلم دانشگاه" دهندگان ، چه خوششان بيايد و چه خوششان نيايد بگويم چه غلطي کرديم ؛ تحريم کرديم.چه غلطي کرديم به "معلم دانشگاه" راي داديم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط نازکتر از گل برگ یاس
|
